اصرار بر ايجاد تشابه

بسياري ازما معمولا از افراد پيرامون خود مدلي در ذهن خود ساخته و پرداخته ايم و تلاش مي كنيم به تيشه اصلاح، از پيكره فرد مقابل آنرا بتراشيم كه خود مي خواهيم و چون داعيه اصلاح داريم اينكار را به ديده رسالتي بر گردن خود و منتي بر گردن فرد مقابل مي نگريم ، غافل از اينكه ممكن است شخص مقابل نيز  در مورد خود ما چنين برنامه اي در سر داشته باشد !!!

جالب تر اينكه انسانها در انتخاب ياران و نزديكان خود مختار بوده اند و در زمان انتخاب بيشتر، هدف بهره مندي از داشته هاي ايشان مدنظربوده تا اصرار بر ايجاد تشابه !!!

ارتباطات اجتماعي در قالب همين تنوع افكار و رفتارها و سليقه ها شكل زيبا به خود مي گيرند و اگر بنا بر اين باشد كه همه، همان باشند كه ما مي خواهيم بدون اينكه خود را همانطور تربيت كنيم كه ديگران از ما انتظار دارند، اين علقه و ارتباط ، ديري نپايد ولاجرم گسسته شود !

اين درست كه توفيق در اصلاح اجتماع، به اصلاح در شيوه هاي رفتاري اجزاء آن يعني انسانها بر ميگردد اما نزديكترين راه براي رسيدن به اين مطلوب، تزكيه شخصي است !!

اين كلام نوراني معصوم عليه السلام است كه مي فرمايد :

كونوا دعاة الناس بغير السنتكم

مردمان را به چيزي غير از گفتار دعوت به نيكي كنيد

و اين يعني ، اعجاز تاثيرعمل خوب براي ترويج آن !

با اين حساب ، منش بزرگوارانه و مزين به زينت هاي رفتاري ، جايي براي حضور  كلام باقي نمي گذارد و اگرزماني  قراربر اين باشد كه  كلام كسي تاثير داشته باشد، آنگاه است كه شخص گوينده، خود ، عامل نيز باشد !!

مصیبت مضاعف آنست که مخاطب پس از مدتها بخاطر اعتمادی که به ما کرده خود را ملامت کند و بخاطر اشتباهی که بواسطه حرف های عاری از صداقت ما مرتکب شده خود را مقصر بداند !!!

انسانها همانطوری می میرند که زیسته اند این اعتقاد قلبی من است و با تمام وجود ایمان دارم که نوع زندگی جنس وداع از این دنیا را برای هر کسی رقم می زند با این وصف می توان به راحتی تصور کرد حال کسانی را که اعتقاد و ایمان و عشق دیگران را  با هوس خود معامله کرده اند !!!

شاید بدترین خواسته و انتظار هم این باشد که بخواهیم دیگران خود را با وجود و شخصیت عاریتی و موهومی ما تطابق داده و بر اساس آن با ما تعامل داشته باشند .

پی نوشت :

بیش از این من نخواهید واضح تر بگویم که العارف یکفی به الاشاره آنانکه باید می دانستند لابد دانسته اند .... الهی العفو

    

 

جناب حسین قدیانی از پلکان حرام که نمی‏شود به بام سعادت رسید!

 

 1- .... در محيطهاى گوناگون كه با همديگر هستيد، سعى كنيد به ديندارى و معنويتِ يكديگر كمك كنيد. اگر رفيقى در جايى پايى كج مى‏گذارد، او را برادرانه و مشفقانه باز بداريد

 مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی سه شنبه 15 خردادماه 1386

2-- شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه 6/4/86

3- من به بسیجیان عزیز فعّال این کشور علوی و فاطمی، عرض می کنم؛ امیرالمؤمنین علیه الصّلاه والسلام را الگوی خودتان قرار دهید که بهترین و بزرگترین الگو برای بسیجیان مسلمان در همه عالم، علی ابن ابیطالب علیه السلام است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مدّاحان به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) 3/9/73

 

   می دانم چند خط بالا را نخوانده آمدی سراغ این سطر ولی اشکالی ندارد بخوان !

می گفت نامم بر سر زبان ها باشد مهم نیست به چه علتی و به چه دلیلی  فقط وقتی دیگران حرف می زنند لابلای جملاتشان نام مرا هم به زبان رانند .

می گفت ما برای ادای دین و تکلیف باید سری میان سرها داشته باشیم و کسب اشتهار یکی از مسیرهای خدمت به خلق خداست .

می گفت آخر اگر مارا نشناسند و در ویترین نباشیم برای تکمیل مسیری که نسل دوم انقلاب متحمل شده است فرصتی نخواهیم داشت پس باید تلاش کنیم تا در افکار عمومی و فضای رسانه چهره شویم !!!

می گفت درست است نسل دوم انقلاب جان داده اند و در بحبوحه سالهای جنگ کارهایی کرده اند اما حقیقت اینست کاری که اکنون ما می کنیم خیلی ارزشمندتر از کار آنهاست ما در جنگ نرم پشت دشمن را به خاک زده ایم !

اینها را حسین قدیانی نمی گفت !!!!!! و اگر هم می گفت زیاد بعید نبود و من انتظار حرف های خیلی خیلی پایین تر را از ایشان دارم اگرچه هیچگاه پیگیر نوشته ها یشان نبوده و نیستم  .

نمی خواهم از لابلای سطور آمیخته با عجب و تعدی و تفریط ایشان شواهدی بیاورم که شاهدی باشد برای ادله حقیر در ندانم کاری های ایشان اما آنچه می دانم اینست انتصاب چنین بی ادبی سیاسی و آمیختن هجو با رسالت بزرگ قلم ( مسئولیتی که منشعب از رسالت رسولان الهی است) از سوی هرکس و منتصب به هر جناح و گروهی که باشد ناپسند است .

جالب تر اینکه برخی این نوع نوشتار را موید از سوی مقام عظمای ولایت می دانند که این خود اجحافی بزرگ در حق آقاست و من به حکم عقل می دانم آقا به هیچ عنوان کسی را تشویق به فحاشی نمی کنند.این را می گویم چون پیش تر وقتی حسین قدیانی ماجرای مراسم احیای جریان فتنه را روایت کرده بود آنجا نیز دست به دامن الفاظی شده بود که از شان حزب الله و مدعی منادی عدالت به دور بود و بنده به دوستی که با ایشان رابطه نزدیک داشت عرض کردم این نوع نوشتن و این قلم که دم از ولایت پذیری می زند شان ولایت را شکستن است و آن واسطه پاسخ داد:

آقا در جریان هستند !!!!!!!!!

اما می دانم و می دانید که مقام معظم رهبری به هیچکس و هیچگاه اجازه بی حرمتی و فحاشی نداده اند و حتی اجازه نداده اند با افرادی که مستقیما به حضرت ایشان بی حرمتی می کنند مقابله به مثل کنند که این سیره انبیاء و صلحا و بزرگان دین ما بوده است شما مراجعه کنید به تاریخ اسلام که اینجا مجال اشاره به روایات نیست .

فحش دادن ، نسبت ناروا دادن و استفاده کردن از کلمات سخیف نشانه ضعف های بزرگی است که حسین قدیانی با این سبک نگارش اش همه حزب الله را محکوم به آن کرده است و من نمی گویم کدام ضعف ها که خود بهتر از من می دانید .

ما مسلمان شیعه ،ایرانی ، انقلابی و ولایتمدار هستیم به زعم خود، و تمام حرف من اینست که آنچه حسین قدیانی می نویسد اگرچه رگه هایی از حق و حقیقت هم در آن باشد هیچ سنخیتی با خصوصیاتی که ذکر شد ندارد و اگر ادبیات ایشان ادبیات حزب الله است که نیست پس ما بیراهه رفته ایم که نرفته ایم !

مکتب ما مکتب حفظ حرمت توام با قاطعیت است و مقام عظمای ولایت شاخص بارز عمل ماست ولی گویا دوست ما گاه از رهبر هم پیشی میگیرد وایشان راهم محکوم به کم کاری و... می کند؟!

نامه ایشان به رئیس قوه قضائیه ،که انصافا بیشتر به هجوی مضحک از نویسنده ای تازه کار می ماند معلوم کرد که یادش رفته است درقطعه 26 بهشت زهرا و سایر قطعات آن و همه گلزارهای شهدای کشور مردانی خوابیده اند که چشم به ابروی امام دوخته بودند که نکند گرهی بر آن افتد از نارضایتی و ناراحتی  اما می دانم و می دانید که هر قلم ناروایی که به نام حزب الله و به کام حزب شیطان زده می شود خنجری است بر فرق علی که با زور بازوی ابن ملجمی دیگر بالا می رود و فرود می آید و امثال حسین قدیانی که نه از دوست حرف شنوی دارد و نه از بیگانه حکایت استخوان در گلو را دارند که نه می شود بلعید و نه بیرون انداخت !

شاید فردا روزی رهبر معظم انقلاب هم مخاطب یکی از نوشته های شما باشد لااقل این خاطره را از شهید بهشتی بخوان و عبرت کن :

 

گفتند حالا که “مرگ بر شاه” همه‏ گیر شده، شعار جدید بدیم: “شاه ...زاده است، خمینی آزاده است” …

آشفته شده بود.

 گفت: «رضاخان شرعا ازدواج کرده بود، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‏شود به بام سعادت رسید».

 
خاطره ای از شهید بهشتی

 

 

 

 

 

خیابان های یکطرفه!

 

 

100901395370.jpg

حتي خيابان هاي يكطرفه شهر هم

 تسليم شده اند

تا  از دو سو  

پذيراي گام هاي بي تاب رهگذران

و خطوط متعدد

ترمز ماشين هاي  پر التهاب باشند

خيابان هاي شهر

 شبيه جويباري است

كه  از فواره لوله اي تركيده بوجود آمده

 و از آن  ،

انسان نشت  مي كند !!!

مردم دنبال چه ميگردند؟!

............................

 مردم در عين سرگرداني

 دنبال چيزي هستند

 با اينكه تو نمي داني داستان چيست

 اما خود مردم

فلسفه حيرت خود را مي دانند !!

 كوچه و بازار،

  شب و روز ندارند

و حتي تا نصفه هاي شب

 بايد تن خود را

 براي تحمل لگد هاي مضطرب رهگذران

 توجيه كنند

و اين سوال ديواري مخروبه

از سنگفرش بن بست سر بازار است :

 مردم دنبال چه ميگردند ؟!

............................

ماهي هاي قرمز

داخل تنگ كنار خيابان

 چنان واله صداي در هم پيچيده رهگذران شده اند

 كه تنگي تنگ

و ماتم  ماهي هاي دودي

بر سر سفره شام شب عيد

 يادشان رفته است و

در حاليكه غوطه ور در آبند !!

 آب ، آب گويان از هم مي پرسند:

مردم دنبال چه ميگردند ؟!

............................

فروشگاههاي شهر

 ناي نفس كشيدن ندارند

و شيشه هاي ويترين مغازه ها

منتظرند ….

شب فرا رسد …

چراغها خاموش شوند..

نامحرمي نباشد …

تا از  لكه هاي اثر انگشت رهگذران بپرسند:

مردم دنبال چه ميگردند؟!

............................

پيرمرد دستفروش

كه به يمن عيد

شغل عوض كرده

به جاي لنگي كه با آن

 شيشه ماشين ها را

در پشت چراغ قرمز طولاني فقر

با دستان چركين اش كثيف ميكرد !!

اكنون دو سبزه به دست

صدا ميزند :

آي! سبزه سفره هفت سين دارم !!

ودر ميان ازدحام بي روح عابران

غصه سبزه هاي پلاسيده اش را مي خورد

 او از سبزه مي پرسد:

 چرا تورا نمي خرند ؟

و سبزه مي گويد :

مردم دنبال چه ميگردند ؟!

............................

سوسوي چراغ  نيمه خاموشي

از دور نمايان است

درآن  خانه نيمه ويران

عده اي چشم به راه اند

تا پيرمرد دستفروش

با دستاني پر بيايد 

مردم را نميدانم

 اما …

پيرمرد دستفروش

بيشتر از

سكوت

سرگرداني

سقوط

سرما

سودا

سرشكستگي

و سراب…

براي سفره هفت سين

دختركان منتظرش

پيدا نكرده است .

لبیک

یه مدته همه اش این آیه تو گوشم زنگ می زنه :

رجال صدقوا ما عاهدوا الله

هر از چندگاهی همچین میشم

قطعا برای شماهم پیش میاد

یه آیه یه جمله یا یه بیت شعر یا یه حدیث

مثل تیک تاک ساعت بی امان بر دشت ذهنم قدم می ذاره و مدتها مهمون جان خسته از گناه من میشه

بالاخره

گفتم یه چرخی تو آیات بزنم ببینم این آیه چه پیامی می تونه برام داشته باشه

مردانی که به عهدشون با خدا وفا می کنند !!

سوالی که داشتم این بود :

اون چه عهدی می تونه باشه

تا اینکه چندروز پیش به این آیه رسیدم

الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین

.

.

.

دلم مثل سیر و سرکه به جوش و خروش افتاد

با خودم گفتم عهدی بالاتر از این ؟؟؟!!

.

.

.

ناخودآگاه یه جمله بر زبانم جاری شد که امیدوارم در رفتارم هم متجلی بشه

لبیک اللهم لبیک