احمدی نژاد بدترین و بهترین رئیس جمهور تاریخ ایران

تاریخ انقلاب، رئیس جمهوری با ویژگی های خاص و مثال زدنی ، شبیه احمدی نژاد، نداشته است؛ این واقعیتی غیر قابل انکار است .

احمدی نژاد، حائز خصوصیاتی است که او را به یک شخصیت بی نظیر سیاسی ، اجتماعی و فراملی تبدیل کرده است ؛ بارزه هایی که به سختی می توان جمع شدن همه آن خصایص  را در قالب شخصیتی یک انسان، یافت و همین خصایص، باعث شد بسیاری از طر ح های بزرگ که سالهای سال ،دولت های مختلف قصد اجرایی کردن آنرا داشته، اما جرات ورود به آن را نداشته اند ؛در زمان ریاست جمهوری شخص احمدی نژاد به ثمر برسد .

در سوی دیگر این معادله ملتی قرار داشته و دارند که تا به حال هیچ یک از رؤسای دولت را باندازه احمدی نژاد پاس نداشته و حمایت نکرده اند ! سفرهای استانی دولت که در نوع خود ابداعی بسیار خوب برای ورود به عرصه جدیدی از خدمت رسانی بود، علیرغم نقد های محتوایی که بر آن وارد است، یکی از مصادیقی است که ملت، نهایت محبت و ارادت قلبی خود را در آن به رئیس جمهور ابراز میکردند که امیدوارم سفر پایانی هیأت دولت به استان قم حسن ختامی برای این سلسله باشد !!

امادر سمت دیگر این موازنه و تعادل، جایگاهی قرار گرفته است که اساس نظام و مشروعیت همه عملکردهای ارکان اساسی نظام، از آن نشات می گیرد وآن جایگاهی نیست مگر اصل مترقی ولایت فقیه .

گذشته ازنقش جایگاه ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی  ، شخص مقام معظم رهبری به عنوان مصداقی بی بدیل در این عرصه ،قوت قلب مردم و مایه آرامش و سکون فکری و اجتماعی و اعتقادی ملت بوده و  همه آحاد ملت، فارغ از دسته بندی های سیاسی ،چشم امید به آن دوخته و به عنوان نایب  بر حق امام زمان (عج) التزام قلبی و فعلی به حضرت ایشان دارند .

آقای رئیس جمهور نیز که بارها بر پشتوانه چند ده میلیونی آرا ء خود اشاره کرده اند قطعا می دانند که ارادت فعلی امت، نشات گرفته از تاییدات حضرت آقا و خدمات ارزشمندی است که آقای رئیس جمهور به اعتراف خودشان با عنوان خادم ملت ، انجام داده و خود بهتر از هر کسی می دانند که خدمت توام با حفظ شئون، مد نظر همه بوده و هست و الا خدای ناکرده، بی حرمتی و کم محلی و ابراز وجود در برابر ولایت، مفهومی جز تضعیف جایگاه رهبری ندارد و چنین حرکتی ازسوی هرکسی که باشد ، معنای خاص خود را دارد علی الخصوص اگرآن شخص جناب رئیس جمهور باشد. اما بحث اصلی حقیر در مورد احتمالات متصور در خصوص مواضعی  است که آقای رئیس جمهور پس از کسالت چند روزه می توانند اتخاذ کنند :

مقدمتا می دانید که ایشان در ملاقات های خصوصی با برخی از مقامات و شخصیت های سیاسی ومذهبی ابراز کرده اند که این استراحت چند روزه، از باب کسالت و خستگی روحی و جسمی بوده و هیچ دلیل دیگری ندارد !

اما حرف و حدیث ها و زمزمه های موجود در مورد اصرار ایشان بر گفتگوی مستقیم تلوزیونی با مردم ، زوایای دیگری از احتمالات موجود را آشکار می کند که جای بحث و بررسی دارد .

1-  آیا آقای احمدی نژاد با کنار کشیدن چند روزه از کارهای روزمره یک رئیس جمهور،می خواهند از سیاست یک قدم به عقب دو قدم به جلو استفاده کند و با طرح شبهه در اذهان افکار عمومی قصد دارد در یک مصاحبه تلوزیونی مستقیم و بی واسطه با مردم، سناریویی شبیه سناریوی مناظرات انتخابات ریاست جمهوری دهم را رقم بزند ، با این تفاوت که  این بار در آن سوی میز مناظره مقام معظم رهبری را قرار دهد ؟!

در صورت عملی شدن چنین فرضیه ای، همه شبهاتی که به تیم احمدی نژاد و وابستگی ایشان و تیم شان به حلقه های ماسونی و اینکه ایشان، مجری طرح براندازی از درون بوده اند واقعیت می یابد و مدعیانی که مدتهاست در خصوص ارتباط مشایی با موساد و... و اینکه احمدی نژاد تنها نقش ماکتی را بازی می کند تا مشایی بتواند در سایه او خواسته ها و برنامه های خود را اجرا کند، جامه عمل می پوشد .

اما به نظر حقیر، این ضعیف ترین احتمال موجود می تواند باشد .

2-  آیا احمدی نژاد با این حرکت می خواهد به شبهات موجود در مورد تقابل با مقام معظم رهبری ،پاسخ داده و بر ادعاهای برخی گروهها و جریانات فکری، در مورد وجود شکاف و زاویه، بین آراء و افکار رئیس جمهور و منویات مقام معظم رهبری ، پایان دهد ؟!

آیا فشارهای موجود در بدنه دولت بر روی احمدی نژاد و مشخصا فشارهای متصور از سوی شخص مشایی و تیم اش ، مقدمه این حرکت شده است و احمدی نژاد پس از ایجاد رکود چند روزه در یکه تازی های این تیم، بواسطه شُکی که ایجاد کرده است می خواهد از ماهیت این تیم و سلطه اختاپوسی آن در بدنه نظام و بخصوص ساختار اطلاعاتی کشور پرده بردارد ؟!

آیا درخواست گفتگوی بی واسطه با ملت از سوی احمدی نژاد، برای پایان دادن به فتنه ای است که از درون ، موجودیت نظام را با چالش اساسی مواجه کرده است ؟!

آیا احمدی نژاد با این حرکت ضمن تبری از عملکرد تیم مشایی و بیعت دوباره با مقام معظم رهبری  ، یکبار دیگر با یک حرکت خارق العاده همگان را شگفت زده خواهد کرد ؟!

شاید این فراز از نامه مقام معظم رهبری به وزیر اطلاعات "... با حمایت دولت خدمتگزار و همکاری سایر نهادهای اطلاعاتی اجازه ندهید کوچکترین فترت و سستی در انجام وظائف قانونی آن دستگاه مهم پیش آید"کدی باشد برای درک این موضوع ،که بازگشت دوباره مصلحی به وزارت اطلاعات و کنار کشیدن چند روزه احمدی نژاد، قسمت پایانی پروژه ای است که دوستداران نظام، سالهاست انتظار به ثمر نشستن آنرا از احمدی نژاد داشته اند و آن چیزی نیست مگر تعیین تکلیف مشایی و حرف و حدیث های فراوانی که پشت سر این شخصیت وجود دارد !!!

3-آیا کسالت احمدی نژاد بهبودی نخواهد انجامید و این خستگی، نظام را تا آستانه فتنه ای از نوع جدید که به دست دولتمردان طراحی شده است پیش خواهد برد ؟آیا مجلس با صدور رأی عدم کفایت برای احمدی نژاد ،می خواهد بر این مساله تاکید کند که اگر دولت می تواند، مجلس هم می تواند ؟! یا احمدی نژاد این فرصت را به مجلس نداده و خود رأسا استعفا خواد کرد ؟!

قطعا هیچیک از گزینه ای فوق نیز مطلوب نبوده و به نوعی چالشی عظیم پیش روی نظام و ملت ایجاد خواهد کرد !!

4-  آیا احمدی نژاد مطابق آنچه در برخی از دیدارهای خصوصی چند روزه اخیر اذعان داشته همچنان در ردیف اول سینه چاکان ولایت قرار دارد ؟!

واقعیت اینست احمدی نژاد و اساسا هر شخصی که توان مدیریت اجرایی یک کشور را به عهده می گیرد قطعا از نبوغ و استعداد خاصی برخوردار است و از احمدی نژاد به عنوان یک نابغه مدیریتی و سیاسی انتظاری غیر از این نمی رود که پس از اتفاقات اخیر، ضمن اعلام موضع رسمی وروشن ، خیال همه دوستان و دشمنان انقلاب را در مورد خود و اتفاقات و وقایع اخیر، راحت کند .

نتیجه اینکه از یک سو احمدی نژاد بدون مشایی، میتواند کم نقص ترین رئیس جمهور دوران انقلاب باشد با این تخصیص که در سناریوی اخیر چه موضعی را از مواضع چهارگانه فوق اتخاذ کند و از سوی دیگر احمدی نژاد می تواند بدترین رئیس جمهور تاریخ ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، بازهم بسته به اینکه می خواهد چه موضع و استراتژی را در پایان این تراژدی سیاسی اتخاذ کند !!

اما قدر مسلم این انقلاب موید به تاییدات الهی و با عنایت ویژه حضرت صاحب العصر والزمان هدایت و رهبری می گردد و این فتنه نیز مانند همه فتن گذشته به سر افرازی امت و ولایت خواهد انجامید که ...ان الارض یرثها عبادنا الصالحون .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احمدی نژاد کیلویی چند ؟

دیرزو وقتی یکی از همکارانم  به طعنه گفت :

چی شد اون بصیرتی که ازش دم می زنید ؟ مگه تا دیروزسنگ همین آقای رئیس جمهور به سینه نمی زدین حالا چی شد ؟

نکنه معیار بصیرتتون هم اشتباه کرده در حمایت از احمدی نژاد؟!

معیار بصیرت شما کیه ؟ و از این حرفا ...

دلم خون شد از اینهمه جفایی که در حق آقا می کنند!!

عرض کردم : الان هم مانند دیروز و شدید تر از اون میگم که بصیرت دارم و داریم !!

وبصیرت ما یه منشاء داره به نام خورشید ولایت !!

ما یه شاخص داریم به نام ولایت !

هر کسی بتونه در قالب این شاخص تعریف بشه و بتونه خودش هماهنگ کنه نور چشم ماست در هر سطحی که باشه واگه غیر از این باشه و فکر کنه رایی که مردم بهش دادن مستقلا بخاطر وجود خودش بوده اونموقع من میگم: احمدی نژاد کیلویی چند ؟

اگر در انتخابات  دیروز از احمدی نژاد حمایت کردیم بر اساس تکلیف بود و اگه قرار باشه امروز وفردایی ایشان بر خلاف منویات مقام معظم رهبری قدم بردارند برای ما مهم نیست نام اون فردی که اونطرف خط قرمز اعتقادات ما ایستاده چی باشه !!!

قالب اعتقادی ما بر اساس ولایت فقیه استوار است !

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

به منکر علی بگو نماز خود قضا کند

اگه مشایی خودش جربزه نداره و از زبان امثال جوانفکر میگه حرفای ولی فقیه به مفهوم حکم نیست و لازم الاتباع نیست !

اگه احمدی نژاد کارو به جایی رسونده باشه که مملکت را در دوراهی یک انتخاب قرار بده  و باعث کاری  بشه  که امریکاو اسرائیل آرزو به دل مونده بودن برای انجامش !!

اگه وضعیتی را برای نظام و مملکت و مردم رنج کشیده ایران تحمیل کنه که در اتاق های فکر صهیونیزم طراحی شدن و خودشون جرات اقدام نداشتن و حالا یه نفر بیاد با این توهم که ۳۵ میلیون رای دارم پس ۳۵ میلیون نفر طرفدار  هم دارم اقدامی بکنه که نباید ...

اگه نخوان تبری کنن از ادعاهای مسموم خودشون !!

با تمام وجود میگم :

اگر قرار باشد برای رسیدن به دامن ولایت قدم بر روی  نعش احمدی نژاد بگذاریم  شک نکنید این کار را خواهیم کرد !!

 

والسلام نامه تمام

اسرار مستوری

آنزمان که اوراق جریده هستی را به جوهر عرشی عشق می نگاشتند ، سرنوشت عشقورزی را با رموز و اسرار مستوری گره زدند و با ادبیاتی از جنس شهود  ، عرشیان را آموختند که برای حضور در اَریکه ابدیت ، لاجرم از وقوف در گذرگاه شهودند !!

عالم ، صحنه ای شد برای عروج و آنانکه پرواز نیاموختند، در حضیض خاک ، خلود در بازیهای کودکانه نصیب شان شد و اینگونه شد ، تا ندانسته ، تن و جانشان را به غبار دنیا پالودند و مُستغرَق در جهلی شدند که به سان دیواری بود میان آنان و اوج لذتی که کام  آدمی را به بهای عبور از خاک ، بِدان می چشانند !!

فصل ارسال رسل،  جانی دیگر بود برای نشو و نمای این عطش ، و جان عطشان آدمی، در به در، دنبال سَبوحی که به جرعه ای از آن بیاموزد که با کدامین نشئه از مستی است که می توان ، قدم بر پلکان الوهیت گذاشت و تا خود خدایی، پرکشید و اوج گرفت؟

 

 این شد که هر نبی به چوب نشانی،  برکف پای فلک بسته و پَلاسیده نفس،  آیاتی از طریق عشقبازی نوشتند تا بدین طریق، پای خاکی خاکیان عرش ادعا را ، از زمین برکَنند ، به این امید که روزی سر بر آسمان سایند؛ اما نشد، تا هزار و پانصد سال پیش !!

تا پیش از آن ، هیچکس بود نبود و همگان در برزخی میان بودن و نبودن،  با سر انگشت عدم ، نقش بر صفحه نیست می زدند !

 وجودی از نور محض ، در لحظاتی از جنس لیالی قدر، و شُربی به طعم کوثر ، دیجور حیرت را به نیمه شبی نورانی بدل کرد تا از تلالو  انوار محمدیه (صل الله علیه و آله )، وجودی به نام یاس پهلو شکسته، تمثل یابد تا هم ایشان را ، شاه بیت غزل غربت و مستوری نام نهند . نفسی بفداکِ یا اُمّاه  !!

سِرّ مستوری همین است که می گویی:

 یا مُمتَحَنه امتَحَنَکِ اللهُ الذی خَلَقَکِ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ  

   ابتلایش نیز در عرصه ای بود که پای کس بدان نمی رسید به همان وجهی که سفر به دیار شهودش نیز به دور از مردمان اَحباب و اغیار شد .

اگر پای چوبین لفظ را یارای حضور درکنگره جانِ معنا می بود ، مستوری را که به گمنامی تعبیر نمیکردند . چرا که کیست نداند، گمنامی جفایی مصطلح و دور از شأن هر شهیدی است که غربت اختیار کرده به تَبَع شهیده غریب مرتضی علی ؟!!!

شهدا متنعمین خوان خداوندی و عندربهم یرزقونند ؛ پس چگونه باور کنم که ناخواسته، تن به مستوری داده اند ؟!

فاش می گویم؛  آنانرا که امروز شهید گمنام می نامی ،هم نشینان آن پیکره حیا ،فاطمه زهرایند(سلام الله علیها) که دل به عشق او داده و تلمیذ مکتب اویند و الا چگونه این دو معنا را به هم پیوند میدهی که وجود متنعم به نعمت شهادت ناخواسته، به پیشوند گمنامی که او را می دهی دل خوش کند ؟!

نه ، آن معنا را باور نکن ، من نیز به این باورم ؛ شهدایی گلچین شده ، ردای همنشینی با غریب مدینه را به قامت استوارشان انداخته اند که جگرگوشه هستی بوده اند و دلهاشان در هر طپش، به نوای یازهرا(سلام الله علیها)  دم می گرفته و یاد چادر خاکی بانوی نیل گونه کوچه های خاکی مدینه، شور شریان هاشان بوده؛ نشان به آن نشانه که درشب های عملیات ، سربند یافاطمه الزهرا (سلام الله علیها) نصیب کسانی بود که از قنوت تحجد شبانه شان، شکوفه شهادت جوانه می زد و سجاده شان بوی سجود باد و سبحه نسیم می داد !!

شاید اکنون راز عطریاس پیچیده در فضای  پادگان شرهانی را فهمیده باشی و بدانی که نقطه تلاقی غروب غریب شرهانی وعَلَم های سبز و سرخ یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)   که به سمت مدینه به اهتزاز در آمده اند  کجاست ؟!

- سید مرتضی حسینی,دینا  پندار,آرمینا وفایی,فاطمه فدک,ستاره تهرانی ,دانیال شلیبی,امیر حسین ,مهدی نابخشوده,امیرحسن عکاس جنگ نرم,سید بیسیم چی ,پرچم ها در فکه به احتراز در آمدند

غربت ...

مستوری...

شهادت در اوج معرفت ...

و فنا در وجود ولایت ...

چه گویم ؟!

مگر می شود کسی سنگ نشانی مزین به نام را، که هر شهیدی برای رهایی از آن قدم به عرصه شهود نهاده  به بهای محرومیت از حلقه های تفسیر صحیفه فاطمیه معامله کند ؟ نه نمی شود !!

 این ادعا خطایی است نا بخشودنی،  خاطی اش هر که میخواهد باشد و بدتر اینکه شان خطا و خاطی و حد ، لاجرم باید تناسب داشته باشد !!

شهادت و ماندن و بودن هیچ تناسبی با گمنامی ندارد،  پس باید اعتذار کرد ، از جفایی که در حق طلایه داران شهود،  به بهانه تقدیر و تعظیم نموده ایم .

حال از تو می پرسم :

شایسته آنست من و تو را گمنام نام دهند ، یا همنشینان فاطمه(سلام الله علیها)  را ؟!

و سرّ آخر اینکه ، مادر غریب شهدا ، شام غریبان هر شهید تفحص شده ای را،  خود، نوحه می خواند!

این حقیقت را از زبان خادمین تفحص بشنو اما به هوش باش از سِرّ آن ، هیچ مپرسی که در جواب خواهی شنید  :

 اگر نامحرم نباشی نوای نوحه مادر را خود خواهی شنید همانطوریکه در و دیوار و خاکریز ها و خاک و سنگ پادگان شرهانی ، سینه زن نوحه شام غریبان های فاطمه اند(سلام الله علیها)   و اگر گوش شنوا نداری لابد نامحرمی ،که گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش .