قیمت بوییدن یه شاخه گل محمدی


همه آدمها یا سیاه هستند یا سفید !!

همه آدمها یا صفر هستند یا صد !!

همه آدمها یا خوب هستند یا بد !!

همه آدمها یا زشت هستند یا زیبا !!

این چهار جمله ،ترجمان رفتارهای درصد بسیار بالایی از همه ماهاست!

یعنی اکثر ما قبول نداریم که بین سیاه و سفید 15999999 رنگ وجود داره !!!
بین صفر تا صد 99 تا عدد متصور هست !!!

بین زشت و زیبا هم میشه تصویری تصور کرد !!

و بین خوب و بد طیف گسترده ای از رفتارها وجود داره ممکنه یکی از 100 درصد وجودش 55 درصد خوب و 45 درصد بد باشه و حتی اون 55 و 45 هم مطلق نیستن و در رتبه بندی و غلظت خوبی و بدی دارای مراتبی هستن

اینو به این خاطر عرض کردم که دوستان ، خانواده ، همسر ، فرزندان و کلا اطرافیانمون طوری بد و سیاه و زشت و صفر نیستن که نشه تحملشون کرد بلکه تصمیم هوشمندانه و عاقلانه اینه که استراتژی رفتاری هوشمندانه ای در قبال همدیگه داشته باشیم !

شاید قیمت بوییدن یک شاخه گل محمدی خیلی بیشتر از خراش کوچکی باشه که دستمون باید تحملش کنه !

نظر شما چیه ؟!

برای راز نهان!!

http://upload.iranvij.ir/images/lcu6c1fckyeab5emxjd9.gif

خیلی وقت بود تو نت دنبال یه دوستی بودم که مدت زیادی میشه خبری ازش ندارم .

نمی دونم لطف خدا بود یا چه اتفاقی باعث شده بود که ایشون با گذاشتن یه کامنت نشون دادن که هستن و همچنان دارن می نویسن!

چون احتمال میدم برگردن و دوباره به وبلاگ سر بزنن ازشون خواهش می کنم یه نشونه وبلاگی چیزی بذارن که بتونم بهشون دسترسی داشته باشم

تیمی که در وبلاگ فصل گناه باهاشون آشنا شدم غیر از یه نفر خبری از بقیه شون ندارم و این خیلی رو دلم سنگینی می کنه !

بهترین روزهای دوران وبلاگ نویسی من بعد از آشنایی با ایشون و سایر دوستان رقم خورده و الان نمی تونم وصف اون لحظات بکنم .

شاید این بهترین تبریک بخاطر تولد امیر علی باشه که از کسی میگیرم !

پس بازم از ایشون می خوام خودشون نشون بدن


شماهم تشریف بیارین

0wgqtotfzbnbsubafo.gif

حرفای درگوشی امیرعلی ، پسرم !

15fp7jts51cx682gi6hf.gif

من چیز زیادی از این زندگی نمی دونم ولی تو این چند روزی که پیش شما هستم این فهمیدم که آدما خوب هستن و می تونن، خیلی خیلی هم خوب باشن .

 می تونن از خوشحالی اطرافیانشون اونقدر خوشحال بشن که اشک از چشماشون جاری بشه؛ این وقتی فهمیدم که بابام داشت توی بیمارستان من بوس میکرد ومامانم ما دوتا رو تماشا میکرد و گریه میکرد یا وقتی حاج بابام اتاقم دید گریه کرد . اونموقع بود که فهمیدم، بزرگ ترها وقتی خوشحال میشن گریه می کنن، برخلاف من که وقتی گشنه ام میشه یا بارون میاد توی پوشکم گریه میکنم  !!