تیر خلاص صدا و سیما به ارزش ها

 

 

لابد حرف های زیادی  که در مورد رسانه ملی بر سر زبان ها است به گوش شما هم رسیده است  و علامت سوال های متعددی که گاه منتهی به زیر سوال بردن ارکان مدیریتی نظام  می شود شما را هم به فکر وادار کرده است !

ما در مواجهه با جوانان و فعالان فرهنگی در جمع های مختلف از تاکتیک های دشمن در میادین تهدیدات نرم سخن می گوییم حال آنکه رسانه ملی امروزه دانسته یا نادانسته به عنوان افسری بسیار کارآزموده در آن سوی خاکریزها، ارکان تربیتی و اعتقادی و فرهنگی خودمان را هدف قرار داده است و ظاهرا کسی بنای آن ندارد در برابر این هجمه های آشکار اقدامی نماید .

ما از فارسی وان و من و تو و زمزمه و... انتظار نداریم آن چیزی را بگوید که ما می خواهیم و آنرا آموزش بدهد که خواسته ماست اما وقتی سخن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به میان می آید داستان تفاوت ماهوی پیدا می کند با آنچه در مورد شبکه های ماهواره ای معاند در جریان است !

قرار بود براساس فرمایش  امام خمینی رحمه الله صداو سیمای ما دانشگاهی گسترده در سطح جامعه باشد برای هدایت و تربیت مردم !

قرار بود متحول شود صدا و سیمای ما !

عین کلام مقام معظم رهبری در مور دجایگاه تربیتی صدا و سیما اینست که :

برداشت ما از صدا و سیما این است که آن را دانشگاهی برای تدریس اصول اسلامی ـ انقلابی بدانیم.

 عکس   عکس های یادگاری بازیگران سریال تاثریا

 

طلا شدن پیشکش جناب ضرغامی اگر مرحمت فرموده و مس  رسانه ای ما را به خودمان بر گردانند ممنونشان می شویم

اگر تحول در صدا و سیما این بوده که آشکارا همه ارزش های فرهنگی و اعتقادی ما را زیر سوال ببرند ؟!

اگر قرار بود رسانه ملی بلایی برسر عواطف و احساسات مردم بیاورد که مردم با خود بگویند فارسی وان از رسانه ملی اسلامی تر است !!

اگر قرار بود با بودجه مملکت اسلامی در برنامه ای زنده به ولی فقیه و رهبر مملکت اهانت شود و جناب مجری با ژشت روشن فکرانه ابرویی بالا اندخته و لبخندی ملیح بزنند !

همان بهتر که این دانشگاه(صداوسیما) را با دانشگاه آزاد اسلامی تلفیق  کنند و شتر گاو پلنگی شبیه برخی وزارتخانه های تازه تاسیس ، درست کنند تا معلوم نباشد خروجی این پیوند نامبارک چه خواهد شد و اینکه آیا دانشگاه آزاد مرکز انتخاب بهترین مانکن است یا صداو سیما دانشگاهی که قرار بود کار تربیتی بکند !

بنده از وضعیت برنامه های زنده رسانه ، پیام های بازرگانی و... فاکتور گرفته و فقط در مورد اثر فاخر جناب مقدم یعنی تا ثریا و پیام هایی که برای بیننده القاء می کند نکاتی عرض می کنم و قضاوت را به خودتان می سپارم :

1-      همه مردم رباخوار هستند چون در سریال ثریا کسی نیست که ربا نداده باشد و حتی کولی های سر خیابان هم ربا می دهند !!

2-   وضعیت اقتصادی مملکت آنقدر خراب است که «آقا رضا» با وجود اینکه 100 میلیون، 100 میلیون از مردم پول گرفته و مغازه لباس فروشی دارد، حتی یک جت جوراب هم در بساطش نمانده !!

3-   ازدواج مجدد بخصوص برای زنان بیوه کاری بسیار زشت و معصیتی فراتر از زنا است؛ به دیالوگ افسری که از ثریا بازجویی میکرد دقت بفرمایید:

از زنی که مخفیانه ازدواج کند همه کار برمی آید !!!

4-   تنها زن چادری سریال، ثریا است که هم دزد است، هم آدمکش، هم رباخوار و در حالیکه این جرم ها را انجام می دهد پای درس تفسیر هم می نشیند و... تازه ظاهرا تقصیر چادرش بوده که سرهنگ کشته شده و اگر ثریا چادری نبود سرهنگ هم کشته نمیشد !!!!

و نکات بسیار دیگری که از حوصله این نوشته خارج است .

 

بنده به عنوان یک بیننده معتقدم هر منطقی که پشت سر این رویکرد صدا و سیما خوابیده باشد اشتباه محض و از موضع خیانت است .

ظاهرا رسانه ملی عزمی راسخ دارد تا مردم را نسبت به وضعیت کشور مایوس و نا امید نشان دهد !

ظاهرا رسالت اصلی رسانه ملی تزریق خمود و افسردگی و اضطراب در اذهان این ملت است !

ظاهرا رسانه ملی و کسانیکه از بودجه های هنگفت فرهنگی کشور استفاده می کنند بنا ندارند در قبال این ملت احساس مسئولیت کنند !

سناریوی سریال های زنجیره ای رسانه ملی، هدفی جز ایجاد انزجار و نفرت نسبت به وضعیت فرهنگی ، مذهبی ، اجتماعی و اقتصادی کشور ندارد و رگه های این باور سوزی ها و سیاه نمایی ها را می توانید در سریال هایی نظیر ستایش ، شیدایی، از یاد رفته و... ملاحظه بفرمایید .

امیدوارم همه این برداشت های من اشتباه باشد؛ اما اگر شما فقط یکبار در سریال هایی که عرض کردم لبخند رضایت بر لب داشته اید  ، یا ابتهاج روحی پیدا کرده اید ، یا غرور ملی به شما دست داده است ، من به خاطر همه این نوشته ها از محضر شما عذر می خواهم !

ولی فکر می کنم جناب ضرغامی باید از مردم و بخصوص جامعه زنان نجیب کشورمان/ نیروی انتظامی / متدینین و فرهیختگان کشور عذرخواهی کند

 

 

 

 

اردبیل دیروز ،امروز ،فردا

اگرچه به زعم برخی پرداختن به مسائل بومی و استانی ممکن است برای یک وبلاگ نویس دردسر ساز باشد اما بنده بر اساس سنت همیشگی وبلاگ نویسی شخصی ام  و به عنوان یک رسالت رسانه ای بر خود لازم می دانم مسائل بسیار مهم و ای بسا بی ربط به همدیگر را در این پست مطرح کنم چه به فرمایش رهبر فقیدمان حضرت روح الله "ما مامور به تکلیف هستیم نه مامور به نتیجه " بنابراین آنچه عنوان می شود یک دغدغه شهروندی  است (خیلی رسمی شد) .

1-   وضعیت اسفناک حضور زنان تبعه کشور آذربایجان در کوچه پس کوچه ها و معابر عمومی شهرهای مختلف استان از هر نظر که بخواهیم بررسی کنیم موجبات رنجش خاطر اهالی را فراهم آورده است !

اگر از بابت عدم رعایت شئون و قوانین جاری یک مملکت اسلامی بخواهیم بررسی کنیم، جای حرف دارد، اگر از حیث تاثیرات متقابل فرهنگ ها بخواهیم حرف بزنیم بازهم جای نقد دارد و حتی از حیث بی پاسخ ماندن سوال های متعدد شهروندان در خصوص علل رها شدگی این موضوع بازهم باید یکبار دیگر این موضوع بررسی شود .

 باور کنید خیابان های اصلی شهر بخصوص در ساعات خاص بیشتر شبیه خیابان های منتهی به کازینوهای  لس آنجلس هستند تا شهر حسینی اردبیل ؛ حالا سیاست بزرگان ما در این میان هر چه که باشد این بی بند باری و ترویج بی حجابی و تبعات سوء فرهنگی و اجتماعی این پدیده را نمی تواند توجیه کند، اگرچه آسیب های حضور بی قید و شرط اتباع آذربایجانی به اینجا ختم نمی شود و مسئولین محترم می توانند برای نمونه سری به مراکز درمانی ، مکان های اقامتی و سایر قسمت های شهر بزنند تا متوجه شوند چه عرض می کنم !!

 

2-   بررسی سوابق کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی با حرف و حدیث های فراوانی همراه بود بخصوص پخش شایعاتی مبنی بر نداشتن مدرک دکترای استاندار سابق اردبیل که متاسفانه از طریق برخی مسئولین شهر منتشر شده بود(با وجود ارائه مدارک توسط دکتر حقیقت پور ) و همینطور شنیده هایی که حاکی از امضای برگ سفید توسط برخی اعضای بررسی صلاحیت شهرستانی و ایضا پیگیری و اصرار بر اینکه افراد رد صلاحیت شده، در مرحله بررسی استانی هم صلاحیت شان تایید نشود (توسط برخی مسئولین شهرستانی ) این شائبه را در اذهان مردم ایجاد کرده که شاید اجرای سالم انتخابات مجلس نهم در اردبیل با چالش هایی روبرو باشد و این رفتارها حس اعتماد عمومی به مسئولین شهر را واقعا ممکن است دچار خدشه نماید بنابراین جا دارد دلسوزان و معتمدین شهر و استان چاره ای برای این پدیده بسیار ناپسند اندیشیده و علاج واقعه را قبل از وقوع بنمایند!

3-   منظر عمومی شهرها از شاخص های بررسی توسعه شهری است و آنچه به چشم می آید مبنای بسیاری از برداشت ها در مورد وضعیت مدیریت شهری است .

بدون تعارف وضعیت ظاهری شهر اردبیل واقعا قابل تحمل نیست ! گاهی از مسافرین استان های همجوار که مسافرتهای متعدد سالانه به شهرمان دارند خجالت می کشم که شتاب توسعه در استانی مانند آذربایجانشرقی کجا و وضعیت ما کجا ؟!

شاید بفرمایید سابقه تبریز در مرکز استان بودن بیشتر است اما حرف بنده مقایسه شیب توسعه است ومقایسه همت والاو عزم عمومی سایر مراکز استان ها با خودمان است که به نظر می رسد تفاوت بسیار زیاد است !

یکی از وبلاگ های طنز نویس مطلب خوبی نوشته بود « زمانی مسئولین اردبیل از روستایی بزرگ شهری کوچک ساخته بودند و الان از شهر کوچک اردبیل روستایی بزرگ ساخته شده است» و واقعا هم همینطوراست !!

وضعیت آسفالت ، فضای سبز ، ترافیک ، کیفیت نان ، اشتغال ، آشغال ، متکدیان رنگارنگ ،وضعیت نابسامان انتصابات و عزل و نصب های آبکی و... دل آدمی را به درد می آورد که آیا واقعا استحقاق این شهر همین قدر است ؟

آیا اردبیل همچنان باید دربسیاری از شاخص های توسعه جزو استان های ته لیستی باشد ؟

آیا کسی به فکر این است که فرهنگ سرآمدی را در کالبد مسئولین و مردم این شهر تزریق کند ؟

نمی دانم شاید لازم باشد من عینکم را عوض کنم اما هرچه در این باب مشاهده می شود نشان از پسرفت شدید استان می دهد و این فقط حرف من نیست کافی است در میان مردم ،در نانوایی ها ، تاکسی ها ، مجالس . محافل عمومی و... حضور داشته باشید تا چند برابر اینهایی را که عرض می کنم با ادبیاتی غلیظ تر بشنوید .

4-   ظاهرا استاندار اردبیل گفته اند (سند ندارم ): تا زمانی که من استاندار هستم ، پروژه های نیمه تمام باید تکمیل شود و اجازه نمی دهم طرح جدیدی برای اردبیل تصویب شود !!!!!!!!!!!!

کسی نیست به این آقا بگوید به عنوان کدخدا، کمی وسعت دیدتان و افقی را که برای این روستا ترسیم کرده اید گسترش دهید .

کسی نیست بگوید اردبیل را همین تنگ نظری ها و کوته بینی ها به این وضع انداخته !

کسی نیست بگوید مگر اردبیل چند پروژه ناتمام دارد و اگر این پروژها همه تکمیل شوند مگر چه دردی از شهر دوا می شود که شما می خواهید اول آنها تکمیل شوند و بعد... ؟!!!

استاندار بودن اولین شرطش افق وسیع داشتن است نه محدود کردن و نقش شرطه را ایفا کردن !!!

5-   فرهنگ مطالبه گری چیزی است که امام خامنه ای(مدظله العالی) از جوانان مملکت مطالبه کرده اند . من نمی دانم به چه روشی و با کدام اکسیر می توان این فرهنگ را در اردبیل جا انداخت که مردم باید از کسانیکه  مسئولیت قبول کرده اند حقوق خود را مطالبه کنند ؟!

فرهنگ بسیار مخرب "به من چه " پدر این شهر را در آورده و حتی هیچکس حال ندارد برای بهبود وضعیت موجود  در هر حوزه ای که می تواند موثر باشد، قدمی بردارد ولو به اندازه حرف زدن  !!

آیا مطالبه گری توسعه همه جانبه یک شهر در برابر کسانیکه پست گرفته اند تا باری از دوش مرد بردارند واستیفای حقوق حقه خود جرم است که مردم ما از ان اجتناب می کنند؟


معرفی زیباییهای دین عامل تحول دنیای اسلام است

در هفته ای که گذشت امام جمعه شهرمان خطاب به نمایندگان جملات بسیار جالبی گفتند که نیاز به پیگیری مردمی دارد اما همین مردم که نماینده محترم ولی فقیه برای دفاع از حقوق آنان با نمایندگان وسایر مدیران ارشد استان وارد بحث می شود حاضر نشدند حتی حرف هایش را با یک تکبیر تایید کنند !!!

عرض بنده تهییج مردم برای نافرمانی مدنی نیست بلکه اینست که  بدانیم باید نسبت به توسعه همه جانبه منطقه خود حساس باشیم و در راه استیفای حقوق خود کوتاه نیاییم !

اگر حق اردبیل از توسعه همه جانبه اینست، بنده حرفی ندارم ؛ ولی الحق والانصاف ما مستحق این پسرفت نیستیم ، ماهم در این کشور شهید داده ایم ، ما هم یکی از 30 استان کشوریم ولی چرا باید استان سی ام باشیم در بسیاری از موارد ؟؟؟!

 مطالبه گری باید از سوی مسئولین ارشد استان از مقامات بالای کشوری انجام شود و مردم نیز باید از مسئولین استانی این موارد را مطالبه کنند .

باشد که چنین باشد 

 

تک بیت خلوت امروز...


دلم برای خودم تنگ می شود گاهی

زبس که وقت ندارم سری به خود بزنم!

یادم باشد...

یادم باشد...

 وقتی با کسی دست می دهم

 بلافاصله پشت دستم را داغ کنم 

...همین !

فوبیای رسانه ای یا رسوخ نرم

http://hablarenpublicosinmiedoya.com/blog/wp-content/uploads/2011/02/miedo.jpg


در دوره ای که حائلی میان آنچه باید مواظبت شود و آنکه می خواهد هجوم بیاورد وجود ندارد، و در میدانی که دفاع در قاموس مبارزاتی آن، لفظی محمل است ، طرح کردن موضوعاتی که حریم اعتقادی و اخلاقی اجتماع ، را تهدید میکند و نقد وضعیت موجود با همه فرصت ها و تهدید هایش، شاید یکی از ضروری ترین مباحثی است که هرچه درآن باب سخن گفته شود بازهم جای سخن دارد.
اگر امپریالیسم رسانه ای، با هدف سیطره بر فکر و باور و اعتقاد بشر امروزی آستین بالا زده است ؟!
اگر لیبرالیسم  فرهنگی با تمام قوا و همه تجهیزات، برای تغییر ذائقه انسان قرن حاضر، وارد میدان کارزار شده است؟!
اگر موش های نرم افزاری میدان جنگ نرم، در انبان داشته های ایمانی شهروندان دهکده جهانی ساخته دست نیچه ها و لاوِی ها خزیده و لانه کرده اند !
و دهها و شاید صدها اگر دیگر ...عقل سلیم ایجاب می کند که برای حضور مقتدرانه در برابر چنین آرایشی تهاجمی، به فکر طرح نقشه حمله بود .
آنچه در خلوتخانه های تنهایی جوانان ما می گذرد و صحنه هایی که به لطف تراوشات ذهنی مبتنی بر اندیشه های استحاله گر انیماتورهای غربی در مغز نوجوانان ما جان میگیرد؛ زائیده غفلت ما از آن چیزی است که می بایست سال ها پیش مظروف اذهان طاهر و خالی نسل سوم انقلاب میشد، که نشده است .
از بزرگی پرسیدم (رحمت الله علیه ) : چرا جوانان ما این تیپ و قیافه را برای خود می سازند ؟
فرمود : جوان مانند زمینی است که می رویاند، چه کاشته ای که انتظار داری آن بروید، و نروئیده ؟و من پاسخی نداشتم جز هیچ !!
وقتی مونس تنهایی های نوجوان کشور من بازی بتلفیلدbattlefield3  است که نحوه تسخیر تهران را به او آموزش می دهد !
وقتی انیمیشن پاندای کنگ فوکار  kung fu pandaتمامی سیاست های ایران در قبال فعالیت های هسته ای را در تفکرات نوجوان کشورم زیر سوال میبرد !
وقتی نرم افزار باربی و 12 رقاصهbarbie&12 dancing princesses  در کشور سازنده اش برای کودکان زیر 8 سال ممنوع است و باربی که پیشتر در قالب مدل کیف و کفش وارد مدارس شده بود این باردر مهد کودک های کشور من  در نقش مربی، به دخترکان خردسال بچه مسلمان رقص و آواز یاد می دهد !
وقتی بازی کال آو دیوتی 8call of duty را فقط با 2500 تومان میشود در منزل تحویل گرفت ،این سوال من که چرا جوان امروز دچار بحران هویت است بعد از سالها برایم معنا پیدا میکند .
جالب تر اینکه برخی دوستان ما را محکوم به این میکنند که شما دچار فوبیای رسانه ای شده اید و ترس شما از تاثیر و کارکرد این ابزارهای رسانه ای، چیزی شبیه یک بیماری است و نه واقعیت !
می گویند از این مباحث حرف زدن آموزش دادن است به آنهایی که نمی دانند و آگاه کردن کسانی است که ناآگانه از این محصولات استفاده می کنند .
اما واقعیت اینست که به نظر حقیر کارکرد محصولات رسانه ای شبیه کارکرد دارو و سم است.
کسی که دارویی وارد بدون او می شود چه پروفسور داروسازی باشد و چه فردی بیسواد و چه در زمان ورود آن سم یا دارو به بدنش مطلع باشد و چه غیر مطلع ؛ دانستن و ندانستن او تاثیری بر کارکرد دارو ندارد  و اتفاقا ندانسته ممکن است چنان زیاده روی کند که امیدی به شستشوی معده و دفع سم وجود نداشته باشد .
 شناختن یا نشناختن مفهوم برخی پیام های این محصولات که بعضا در لایه های چندم سناریوی آن جاسازی شده است و یا دانستن و ندانستن معانی برخی نمادها که ای بسا در طراحی دکور یا نوع لباس کاراکترهای اصلی یک فیلم پیش بینی شده است ، ممکن است در نگاه اول بیننده عام را مسموم نکرده و تا آستانه نابودی نکشاند، اما تاثیر شگرف و جذابیت خیره کننده محصولات استراتژیک رسانه ای، چنان وابستگی در مخاطب ایجاد می کند که یقینا اولین آشنایی با آن محصول آخرین آشنایی نیست و در بسیاری از موارد، مخاطبین این محصولات یکبار برای همیشه پای ثابت استفاده از آن می شوند.
اگر به این مثال از زاویه ای دیگر توجه نماییم شناخت آثار داروها و سموم بخصوص توسط خواصی  (به معنای عام ) که می توانند در رفع آن موثر باشند هیچ آسیبی نمی تواند داشته باشد و یا بهتراست بگویم آسیب آن نمی تواند بیشتر از استفاده از خود سموم باشد !
امروز و درعصر گلادیاتورهای نامرئی نداشتن جهاز یورش و قبل از آن ندانستن کارکرد هر یک از ابزارهایی که مخصوص میدان جدید نبرد طراحی شده اند خبطی بزرگ است . خبطی که نمی توان ادعا کرد با فلان برنامه می توان خسارت وارد شده از بابت این غفلت را جبران نمود و این نه به مفهوم فوبیای رسانه ای است که این عین آمادگی و تجهیز آدم های پشت خاکریز خودی، دربرابر رسوخ نرم موش هایی است که قرار نیست گندم انبان مارا برای خود ببرند، که قصدشان ایجاد استحاله در وجود داشته های ایمانی سرمایه های انسانی ماست !!
اگرگفتن و دانستن و آگاهی دادن دراین باب یعنی ترس، من به ترسو بودن خود افتخار می کنم و به عنوان کسیکه دچار فوبیای رسانه ای است خود را به هیچ طبیبی عرضه نخواهم کرد که با این بیماری مردن بهتر از استشفا در وادی غفلت است !